تبليغاتX
زخمی تر از همیشه ... - شروع ...

خداوندا ! آنگه که نسیم یادت بر کویرستان جانم می وزد ، شاخه های خشک وجودم سرشار از نیلوفران سبز نیایش می شوند و ستاره ی امید آینه جانم را روشن و زلال می گرداند و مرا به چشمه سار عشق و معرفت می رساند .  پس ای کاش همواره یاد و خاطره ی تو مرا لبریز بهشت عبادت کند .

تشکر و سپاس فراوان دارم از همه دوستان عزیزی  که در این مدت به این وبلاگ سر زدند و مرا تنها نگذاشتند ، ممنون و متشکرم .

تشکر خاص دارم از ستاره عزیز و دوست داشتنی که در راه اندازی وبلاگ جدید خیلی به من کمک کردند .

مطلب خاصی آماده نداشتم ، فعلا این متن را داشته باشید .به امید خدا و یاری شما شروع می کنم .

ميگويد : بنويس ... روی کاغذ خط داری که منظم و پاراگراف بندی شده آماده نوشتن است ، ميگويد : تنها کافی است مدادت را برداری و شروع کنی...
هرگز ؛ هرگز ، بر روی کاغذ خط دار نخواهم نوشت ، کاغذ بايد سفيد سفيد باشد ، بايد اولين خط را خودم روی آن بکشم ، اصلا وقتی‌خط دار است نميتوانم روی‌ آن بنويسم . من کج مينويسم ، گاهی سربالا ؛ گاهی‌سرپائين ، کدام کاغذ اينگونه خط کشی شده است؟
ولی کاغذها همه خط دارند ، بايد صاف نوشتن را تمرين کنم ، نميدانم ... وقتی‌روی ‌کاغذ خط دار بنويسم ؛ خط ها هم احساس پوچی‌ ميکنند ؛ چه فايده وقتی ‌من به آنها توجهی ‌ندارم .. اول بايد خطها را پاک کنم ، اين برای‌ خطها هم بهتر است...

 

+ نوشته شده در  85/01/23ساعت 1:19  توسط نوشدارو  |