تبليغاتX
زخمی تر از همیشه ... - شروعی دیگر ، این بار مصمم ...

 

مهربانا !

مي خواهم كه تمام نداشته ها و تنهايي هايم را از مهر تو سرشار كنم ، صحبتي كه مرا از خلوت خويش جدا گرداند و در آغوش سجده اي از نور و نيلوفر رها كند . خالي شدن از خويش وبه تو پيوستن ، ضيافت و عيد عاشقان است و من مي خواهم عاشق و دلداده تو باشم و باقي بمانم . پس به آيه روشن نگاهت بار ديگر مرا احيا و جاودانه كن  .

 

سلام .

خوشحالم كه بازهم فرصتي دست داد تا در خدمت شما باشم ، البته در اين وبلاگ جديد .

عرض ادب و احترام دارم خدمت تك تك عزيزاني كه در اين مدت به اين وبلاگ سر زدند . تشكر خاص دارم از سروراني كه برغم بروز نبودن وبلاگ ، به سركشي هاي خود ادامه داده و مرا از نظرات خود آگاه نمودند . توي اين مدت در زندگي روزمره  و شخصي من اتفاقات زيادي رخ داد ، مشغله هاي فراواني بوجود آمد و ورود و خروجهاي بسياري هم صورت پذيرفت واما متاسفانه اين تابستان ، تنها تابستاني بود كه به مسافرت داخلي نرفتيم ، فقط چند روزي دوبي بودم كه واقعا جاي همگي خالي بود ، خيلي خوش گذشت . دوستاني كه به من لينك دادند ، يادآوري كنند تا من هم لينكشان را اينجا بگذارم . بهر حال اكنون من هستم پس بايد آستين بالا زده و كم كم دستي به سرو گوش اين وبلاگ بكشم و تنها دلخوشي من از اين بابت ، نظرات قشنگ شماست ...

 

براي آپ كردن ، مطلب خاصي به ذهنم خطور نكرد اما فكر كردم بد نيست اگرهم كمي سياسي بنويسم .

نامه توهين آميز فاطمه رجبي ( همسر غلامحسين الهام – سخنگوي دولت ) خطاب به سيد محمد خاتمي يكي از مهم ترين ، بحث برانگيز ترين و جنجالي ترين مباحث سياسي اجتماعي چند روز گذشته بود . مهمترين ، نه از لحاظ شخصيت اجتماعي و يا طرز فكر و مشي سياسي فاطمه رجبي بلكه بخاطر حرمت شكني و توهين به شخصيتي كه طي 2 دوره 20 ميليون از ما ايرانيان را به پاي صندوقها كشاند و مشروعيت نظام و حاكميت را حداقل 2 دوره 4 ساله تمديد كرد . نامه اي كه مخالف و موافق ، متن وادبيات سياسي اجتماعي نگارنده آن را به باد انتقاد وسرزنش  گرفته تا بلكه مقداري شعور سياسي خود را تقويت نموده و خواسته دشمن را زير تابلو دوست مطرح ننمايد .

نامه سراسر اهانت فاطمه رجبي 2 هفته پس از آن منتشر مي شود كه همسرش غلامحسين الهام در نامه اي به دادستان تهران ، سعيد مرتضوي را به دليل عدم برخورد با رسانه هايي كه از دولت انتقاد مي كنند مورد سرزنش قرار داده بود .

گرچه در يك سال گذشته نام فاطمه رجبي به واسطه انتصاب همسر او به سخنگويي  دولت محمود احمدي‌نژاد بيش از پيش به گوش مي‌خورد اما رجبي براي خوانندگان نشريات تندرو در دهه گذشته نام ناآشنايي نيست.

ديدگاههاي فاطمه رجبي بيشتر در نشرياتي مانند « صبح » به مديريت مهدي نصيري و نيز « يالثارات » به مسئوليت انصار حزب‌الله چاپ شده است. نشرياتي كه نسبت به مطبوعات محوري راستگرايان در ايران نيز تندتر به حساب مي‌آيند. شايد به همين دليل است كه مقالات رجبي تقريباً هيچ‌كدام از رجال سياسي ايران ( به جز محمود احمدي‌نژاد و غلامحسين الهام ) را بي‌نصيب نمي‌گذارد. به جز چند مقاله اخير رجبي از او چند كتاب درباره مفاهيمي مانند فمينيسم و ليبراليسم از سوي انتشارات كتاب صبح چاپ شده است. آخرين كتاب او « احمدي‌نژاد معجزه هزاره سوم » نام دارد كه در بيش از سيصد صفحه كليه رجال سياسي ايران را به باد نقد و اتهام كشيده است.

همسر الهام در آخرين مورد ، ماه گذشته عزت اله ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما را به دليل آنچه عدم تبليغ دستاوردهاي دولت احمدي نژاد خوانده است ، با ‹‹ قطب زاده ›› رئيس اسبق و معدوم راديو و تلويزيون ايران مقايسه كرده و حتي از وي بدتر خوانده بود .

حسين شريعتمداري مديرمسئول روزنامه كيهان در سرمقاله اين روزنامه بشدت از يادداشت وهن آميز فاطمه رجبي همسر سخنگوي دولت انتقاد كرد. متن كامل اين يادداشت به شرح ذيل است :

... به عنوان يك برادر- تا حدودي تجربه اندوخته- به خود حق مي دهم براي فاطمه رجبي نگران باشم و با توجه به يادداشت ها و مقاله هايي كه اين روزها در نقد - كه چه عرض كنم - در هجو برخي از مسئولان بلندپايه اسبق و سابق ولاحق نظام مي نويسد خطاب به ايشان بگويم ؛ خواهر گرامي! بيم آن دارم كه اگر خداي سبحان دستت را نگيرد و از راهي كه برگزيده اي باز ندارد، سرنوشتي نه چندان خوشايند  در انتظارت باشد.

خانم رجبي اگرچه از سويداي دل مي گويد و مي نويسد ولي متاسفانه، در بسياري از نوشته ها- با عرض پوزش- حرمت مسئولان و نظام را پاس نمي دارد، « شعار» را به جاي استدلال مي نشاند، بين « صفر» و « صد» نقطه ديگري نمي شناسد و از اين روي به اغراق روي مي آورد و يا « همه» را « هيچ » مي انگارد!

خانم رجبي در نوشته هاي اخير خود تهمت هاي ناروايي به مسئولان بلندپايه سابق و لاحق نظام اسلامي روا داشته اند كه در اين نوشته مختصر مجال پرداختن به همه آنها نيست، بنابراين آخرين نمونه را به عنوان اندكي از بسيارها مي آوريم .

خانم رجبي در نوشته اي مفصل از سفر آقاي خاتمي به آمريكا انتقاد كرده و وظيفه هريك از مراكز نظام را در برخورد با ايشان گوشزد فرموده اند!!! و از جمله خواستار خلع لباس آقاي خاتمي شده اند! كه بايد گفت ؛ آقاي خاتمي دو دوره متوالي رئيس جمهور كشور بوده است آنهم با آراء بالا و كم نظير و از سوي ديگر، ظاهرا خانم رجبي مي دانند كه دوره هاي مختلف رياست جمهوري ، حلقه هاي بهم پيوسته نظام است و نظام حاصل جمع آنهاست - صرفنظر از مورد استثنايي بني صدر كه از سوي همين نظام عزل شد- بنابراين ايشان با كدام منطق عقلي و شرعي رئيس جمهور منتخب مردم و مورد تاييد بالاترين مقام رسمي و ديني نظام را وابسته به آمريكا مي دانند؟! و از موضعي نه فقط فراتر از همه مردم و تماميت نظام بلكه در جايگاهي برتر از رهبري نشسته و دستور خلع لباس آقاي خاتمي را صادر مي فرمايند؟!

آيا ايشان عقل سياسي ، شعور ديني و بينش اسلامي خود را برتر از همه مي دانند؟ و آيا بر اين باورند كه تماميت مردم و مراجع و رهبري و... از درك آنچه ايشان درك فرموده اند عاجزند؟! و يا معتقدند آنان نيز مانند ايشان فكر مي كنند اما به اندازه خانم رجبي جرأت بيان و شجاعت عمل به وظيفه ديني و سياسي خود را ندارند؟!... سركار خانم رجبي براي اين سؤال چه پاسخي دارند، جز آن كه خود را سرور نظام، عقل كل ايران اسلامي و يگانه پيشواي ديني و سياسي امت مسلمان تلقي بفرمايند؟!...

اميدوارم خانم رجبي از سخن نگارنده آزرده خاطر نشود ولي چاره اي جز گفتن نيست كه در گذشته اي نه چندان دور-  با عرض پوزش - نوشته ها و اظهارات ايشان جايگاه و اهميت چنداني نداشت و البته امروز هم ندارد و تنها تفاوت امروز و ديروز آن است كه امروز خانم رجبي همسرآقاي الهام هستند، سخنگوي رسمي دولت.

خانم رجبي در برابر اعتراض ها مي فرمايند «من با مسئوليت خود مي نويسم»! و توجه ندارند كه اگر همسر ايشان سخنگوي دولت نبود ، اظهارات و نوشته هاي ايشان اهميتي براي مطرح شدن نداشت. با اين حساب، آيا سركار خانم رجبي ترديدي دارند كه از « رانت سياسي » استفاده مي كنند؟! آن هم با شرحي كه گذشت؟!...

ما هم در كيهان به آقاي خاتمي انتقاداتي داشته ايم و به آن پرداخته ايم و به سفر اخير ايشان نيز، اما... حرمت ايشان را به نفع دشمنان اسلام و نظام نشكسته ايم و حتي هنگامي كه برخي از گروه هاي به ظاهر طرفدار آقاي خاتمي ، عليه ايشان به ناحق موضع مي گرفتند، كيهان به دفاع از وي پرداخته بود. تشبيه ايشان به گورباچف!، اتهام شاه سلطان حسين صفوي به وي و... از جمله اين موارد است تا آنجا كه وقتي اطلاعيه اي در چند صفحه با ظاهر اسلامي عليه ايشان پخش شد و عكس هايي از آقاي خاتمي را در كنار ميز شراب نشان مي داد، كيهان تنها روزنامه اي بود كه به طور مستدل اين اتهام را رد كرد و در همان حال دوستان به ظاهر سينه چاك آقاي خاتمي ساكت بودند...

كاش خانم رجبي براي چند ساعت از برج عاج فرود مي آمد و تنها با يك نگاه گذرا به وضوح مي ديد كه دشمنان ايران اسلامي و جريانات مخالف نظام و دولت اصولگرا، چگونه نوشته هاي ايشان را بر صدر مي نشانند و قدر مي دانند! و از خوشحالي قند در دلهاشان آب مي كنند! و صد البته ، نه به خاطر جايگاه خانم رجبي و اهميت نوشته ها و اظهاراتش ، بلكه تنها به اين دليل كه رجبي همسر سخنگوي دولت است و هرچه دكتر الهام مي كوشد اين وابستگي را بي ارتباط با نوشته هاي خانم رجبي بداند ، كسي زير بار نمي رود ، چرا...؟ براي آن كه اگر انتصاب ايشان به سخنگوي دولت از نوشته هاي خانم رجبي حذف شود، ديگر نوشته هاي وي براي مطرح كردن و سوءاستفاده اهميتي ندارد...

و كلام آخر آن كه انشاءالله خانم رجبي از اين نوشته آزرده خاطر نشوند-  كه احتمالا مي شوند - و اين سخن برادرانه را به گوش دل بسپارند كه مفهوم در خط امام و رهبري بودن ، پيروي از آنان است و نه از جايگاه رفيع آنها سخن گفتن و امريه صادر كردن ، آنهم به ناحق... و در اين باره باز هم گفتني هايي هست كه مي گذاريم و مي گذريم ...

 

+ نوشته شده در  85/06/20ساعت 23:7  توسط نوشدارو  |